تبليغاتX
حمید پروانه - شرح حال

 

 

 

Hamid Parvaneh

 

حميد پروانه متولد ۱۳۴۶ شهرستان لنگرود هستم . به گمانم علاقه ام به سينما درشش ماهگي ام

 

 شكل گرفت . زماني كه يكي از اقوام كه اهل سينما بود مدام مرا با خود به سينما مي برد . هيجده

 

 سال بعد درسال ۱۳۶۴ اولين فيلم سوپر هشتم را با عنوان موعود ساختم.اين فيلم ازهرنظر فاجعه

 

 بود به همين دليل به كمتر كسي آن را نشان داده ام و هميشه دوست داشتم يكجوري آن را از

 

 كارنامه ام حذف كنم . يكي ازايرادات اين فيلم زمان طولاني آن بود .تقريبا هرچه راش گرفته بودم

 

 به هم چسباندم  و به خودم مي باليدم كه يك فيلم كوتاه با زمان تقريبي سي دقيقه ساخته ام .

 

 دومين فيلمم را با عنوان سي نما در سال ۱۳۶۵ ساختم كه فيلم بسيار پرسروصدائي بود و در

 

 جشنواره هاي استاني و سراسري آن موقع نظراتي را به خود جلب كرد و جوايزي هم دريافت

 

 نمود . فيلم با استفاده از عكس و پوستر سينماي قبل و بعد از انقلاب را با هم مقايسه مي نمود و

 

 نتيجه مي گرفت كه شكل اين سينما تغيير كرده ودر محتوي آن دگرگوني اساسي صورت نگرفته

 

 است .الان كه بيش ازبيست سال ازساخته شدن اين فيلم مي گذرد فيلم هاي روي پرده گواه آن است

 

 كه آن فيلم چندان هم بي راهه نرفته است.

 

 سومين فيلمم را با عنوان معاش كه مستند بود درسال ۱۳۶۶ ساختم . مي خواستم يك نگاه طبيعت

 

بي جاني به زندگي يك خانواده كشاورز داشته باشم كه نمي دانم چرا كسي متوجه آن نشد و همه

 

فكر كردند كه فيلم درباره چگونگي درو برنج است . حتي آقاي مهرانفر در سخنراني اش در

 

جشنواره استاني به اين فيلم اشاره كرد و گفت كه فيلم معاش نمونه مناسبي است براي آنكه بدانيم

 

يك فيلم مستند چگونه نبايد ساخته شود. تصميم گرفتم ديگر سراغ فيلم مستند نروم.

 

فيلم چهارم و پنجمم شب و زنگ آخر را درسال ۱۳۶۷ ساختم . فيلم شب را كه درباره لذت و رنج

 

تنهائي است فقط بخاطر اين ساختم كه نورپردازي را در فضاي شبانه تجربه كنم . موضوع فيلم

 

زنگ آخر هم از خاطرات دوران مدرسه ام مي آمد كه نگاهي انتقادي به نظام آموزشي داشت وبه

 

همين دليل دچار مميزي شد ودرهيچ جشنواره اي به نمايش درنيامد. ظاهرا هرفيلمسازي بايد

 

حداقل يك فيلم درمحاق مانده  دركارنامه اش داشته باشد تا به آن ببالد . يكي ازمسئولين سينماي

 

جوان وقت به من گفت اگر يك عكس شاه به ديوار كلاس آويزان مي كردي فيلمت را نشان

 

مي داديم.

 

پول ششمين فيلم من بود كه درسال۱۳۶۸ ساخته شد داستان فيلم درباره يك اسكناس پاره پوره است

 

كه دست به دست مي گردد. ويژگي كه مرابه ساخت اين فيلم ترغيب كرداين بود كه با دست به

 

دست شدن اسكناس شخصيت ها هم عوض مي شدند.

 

هفتمين و آخرين فيلم هشت ميليمتري ام ارزش لحظه ها را درسال ۱۳۶۹ ساختم ارزش لحظه ها

 

ازحيث تكنيك بهترين فيلم من است وموضوع آن به يكي ازدغدغه هاي اصليم يعني تاثير مرگ

 

روي زندگي مي پردازد . اين فيلم مانند فيلم سي نما توانست نظرات را به سوي خود جلب كند

 

ودرجشنواره ها جوايزي بدست آورد.

 

دردهه هفتاد با رواج تصويربرداري ويدئو درايران رسما مرگ سينماي هشت ميليمتري اعلام

 

گرديد و در سال ۱۳۷۳ من اولين فيلم ويديوئي خود را با عنوان تابستان سرد ساختم . تابستان سرد

 

تجربه اي داستاني با اوج و فرودهاي دراماتيك بود كه به دليل ضعف دراستفاده از تكنولوژي

 

ويدئو خصوصا درزمينه تدوين بسيار آسيب ديدو نتوانست آنطوركه بايد و شايد مطرح گردد.

 

بعد ازاين فيلم بود كه تصميم گرفتم عطاي فيلمسازي كوتاه را به لقايش ببخشم وتا فراهم شدن

 

شرايط مناسب براي ساخت فيلم بلند ديگر فيلم نسازم.ده سال از آن زمان گذشت و چنين شرايطي

 

فراهم نگرديد. تا اينكه فرصتي پيش آمد ودرسال ۱۳۸۳ فيلمي نيمه بلند با عنوان سيماي لنگرود

 

ساختم . فيلم يك مستند توريستي است وبه معرفي نقاط ديدني و گردشگري شهرستان لنگرود

 

مي پردازد.

 

با رواج تصويربرداري ديجيتال و مرتفع شدن مشكلات آن درزمينه تدوين و همچنين عدم توفيق

 

درورود به سينماي حرفه اي تصميم گرفتم دوباره به خانه اولم برگردم وبه اين نقد بچسبم و دست

 

از آن نسيه بردارم . براي شروع يكي از طرح هاي قديمي ام كه مستند بود را با عنوان شغل

 

ساختم كه موضوع خوبي داشت و به تفاوت آرمان و واقعيت درزندگي انسان مي پرداخت اما

 

شتاب زدگي درساخت فيلم سبب گرديد اين موضوع جلوه مناسبي درفيلم نداشته باشد.

 

تصميم دارم يا اصلا فيلم نسازم يا اگر ساختم حتما فيلم خوبي از كار درآيد.

 

حمید پروانه 

حمید پروانه

+ حمید پروانه در جمعه 1386/10/21 |